فرادرمانی

Just another Blog.com weblog

مصاحبه با استاد طاهری

faradamani.mov

ای زمین ! تو همچنان به گردش ات ادامه بده!

ای زمین ! تو همچنان به گردش ات ادامه بده!

چرا تجربه کرده اید که فرادر مانی بر بهبود بیماری های لاعلاج موثر است؟

چرا تحقیقات پزشکی شما نشان می دهد بیماران برونشکتازی که در لیست انتظار پیوند 150میلیونی ریه ،  هر روز می میرند، با فرادر مانی ، بدون دارو وعمل جراحی بهبود یافته اند؟

چرا در فاز صفر کمپ ترک اعتیاد ، 600 معتاد حرفه ای طی یک هفته بدون متادون و بدون عوارض سخت طوری ترک کرده اند که دیگر تمایلی به مصرف ندارند؟

چرا باید شما در مان بیماران لاعلاج را رایگان انجام دهید؟

چرا پزشکانی که هدف اصلی شان کسب درآمد از درد و رنج بیماران نیست را فرادر مانی آموخته اید تا دیگر کسی از مطب شان نومید بیرون نرود؟

چرا ترمیم مغزی را با فرادر مانی گزارش کرده اید؟

چرا روز به روز بر عده ی کسانی که قصد تحقیق بیطرفانه دراند تا بدانند فرادر مانی موثر است ، افزوده می شود؟

چرا کلاس های تئوری و عملی می گذارید که نتایج اش آمار باور نکردنی  در بهبود بیماری های جسم وروان وذهن واصلاح رفتار و تحکیم اعتقادات است؟

چرا در کلاس ها ی عرفان شما باید افراد به عبادت با حضور قلب برسند؟

چرا قشر تحصیل کرده ی این جامعه باید جذب عرفان حلقه شوند و روز به روز براشتیاق شان افزوده شود؟

چرا امروزه هیچ جمع کوچک و بزرگی نباید دور هم جمع شوند مگر آن که میان شان فرادرمان گرانی از تجربیات خود بگوید؟

چرا باید اغلب شخصیت های شناخته شده ی کشور باید یک تجربه ی موفق فرادرمانی میان نزدیکان خود داشته باشند؟

چرا باید مراجع فتوای حلیت فرادرمانی را صادر کنند؟

چرا باید فرادر مانی توسط ایرانیان به کشور ها ی  آسیای شرقی و اروپایی و آمریکایی و … صادر شود؟

شما حق بر گزاری کلاس و آشنایی دیگر با رحمانیت خدا را ندارید و در مان دردمندان بی پول را ندارید!

شما حق ندارید به کسی آگاهی بدهید که با فرادرمانی می تواند در دهای خود را تسکین دهد!

شما حق دخالت در امر درمان را ندارید! زیرا درمان کیفی شما ناتوانی درمان کمی را به رخ می کشد!

شما حق ندارید در جهت ارتقای فرهنگی جامعه قدم بردارید!

شماحق ندارید در جهت تحکیم روابط همسران فعالیت کنید!

شما حق ندارید برای فهم فلسفه ادیان تلاش کنید!

شما که ظاهرتان به مذهبیون نمی خورد حق ندارید دین را در قلب جوانان احیا کنید و انحصار را بشکنید!

شما حق ندارید قدرت نمایی های عرفا را تخطئه کنید!

شما حق اظهار تجربه های معنوی خود را ندارید!

شما حق انتشار کشف های الهامی را ندارید!

شما حق کشف رمز قرآنی و رفع ابهامات در درک آیات الهی را ندارید!

شما حق هیچ اظهار نظری در باب معرفت های دینی را ندارید!

آسیب شناسی مناسک مذهبی را چه به شما!

شما حق تحقیق و تجربه  بر تاثیر یافته هایی که مورد تایید ما نیست را ندارید!

به شما که برای دیگران دعا کنید تا بهبود یابند!

به شما چه که آلام درونی افراد را التیام دهید!

به شما چه که برای رفع تضاد افراد با خدا و دین اقدام می کنید!

به شما چه که راه رفع تضاد با هستی و دیگران را نشان می دهید!

به شما چه که افراد دچار تضاد دورنی با خود هستند!

به شما چه که افراد با باطن عبادات نا آشنا هستند!

به شما چه که افراد دنبال جادو وطلسم هستند!

به شما چه که قدرت برتری در هستی خطاهای ما راجبران می کند!

باید اعتراف کنید حلقه های تسهیلات رحمانیت عام الهی که ادعای آن را دارید ،کاری انجام نمی دهد و شما شیادی بیش نیستید!

آیا تفهیم اتهام شد؟

استاد محمد علی طاهری کیست؟

استاد محمد علی طاهری بیش از سه دهه مشغول ارائه ی نظریه های خود و پژوهش عملی پیرامون آن ها بوده است و هم اکنون 55سال سن دارد.

تا کنون دو کتاب و ده ها مقاله از ایشان منتشر شده است . اما شمارکتب انتشار نیافته از ایشان بسیار زیاد است.

ایشان منبع این نظریه های خود را کشف الهامی می داند که می تواند اکنون به تجربه درآید. از این نظر تمامی نظریه های ایشان ، قابل تجربه و تعمیم و تکرار قلمداد می شود . بنابراین نظریه های علمی  با قابلیت پژوهش عینی وعملی هستند.

در حال حاضر چندین مرکز پژوهشی معتبر در دنیا مشغول بررسی نتایج عملی نظریه های ایشان هستند.

برخی نظریه های ایشان عبارتند از:

نظریه ی فرا کل نگری که پایه ی نظریه های بینشی  ، درمانی و علمی ایشان است.

نظریه ی پیوند شعوری که مبنای طب مکمل ایرانی فرادر مانی است و در دانشگاه های معتبر داخلی تدریس شده است.
نظریه ی هوشمندی کل با معرفی به عنوان مرجع بهره برداری برای درمان های جسم وروان و ذهن  .
نظریه ی فرادرمانی و اصلاح شعوری در بخش نرم افزاری بدن که تحقیقات پزشکی آن را ثابت کرده است.
نظریه ی همفازی شعوری و تاثیر آن برپذیرش و گیرندگی در عمل های جراحی پیوند عضو.
نظریه ی ویروس های غیر ارگانیک به عنوان عامل بیماری های ذهن وروان.
نظریه ی سایمنتولوژی یا ذهن ـ روان شناسی فراکل نگر که طب مکملی برای در مان بیماری های ذهن وروان است.
نظریه ی جهان های مجاور و اکوسیستم هایی که در ارتباط با اکوسیستم شناخته شده ی ما قرار دارند.
نظریه ی همفازی کیهانی و تعریف بیماری هایی که در اثر عدم همفازی عارض می شود با معرفی روش درمان.
نظریه ی همفازی کالبدی و تعریف عارضه هایی  ه در اثر عدم همفازی ایجاد می شود با معرفی ره حل عملی.
نظریه ی سیستم عصبی ثانویه با تعریف عملکرد کالبد اختری.
نظریه ی جهان های موازی و نظریه ی چند بیگ بنگی و استفاده ی عملی ازآن در تبیین فرآیند هستی درعوالم پسین.
نظریه ی آنتن های مغزی ، عملکرد مغز وفرآیند ارتباطی کالبد های گوناگون با بدن.
نظریه ی سنسور های ذهنی و فراذهنی و راه های عملی فعال شدن آن.
نظریه ی تفکیک WQ و MQازIQ تشریح ماهیت هوش ، عقل و حافظه.
نظریه ی تشعشع شعوری و تشریح ابعاد آثار نگاه ، کلام واندیشه بر هستی.
نظریه ی شعور وضد شعور ، محور وجودی و آشکاری آن در برگردان صوتی کلام .
نظریه ی تعادل یونی و الکترونی بدون ابزارهای فیزیکی.
نظریه ی ماهیت طب سوزنی و حجامت و تاثیرات تشعشع اشیاء تیز.
نظریه ی کالبد روح جمعی و تاثیرات مثبت در روح جمعی بشر.
نظریه ی مدیریت کل نگر و تیپ های شخصیتی.
نظریه جهش هویتی و ارتقای شخصیتی .
نظریه میدان شعوری ، انتقال اطلاعات بدون انتقال ماده و تغییر شخصیت آن .
نظریه ی دلایل بازگشت اعتیاد وراه عملی ترک قطعی که درکمپ های گوناگون تجربه شده است .
نظریه ی آسیب شناسی های رفتاری ، و روش عملی رفع ناهنجاری های طبقه بند ی شده ی خانوادگی و اجتماعی.

    آشنايی با فرادرمانی

    فرادرمانی

    به نام خدا

    محمد علی طاهری

    فرادرماني شاخه‌ای از درمانهاي مكمل می‌باشد و ماهيتي كاملاً عرفانی داشته، زير مجموعه‌ای از عرفان کیهانی (حلقه) به شمار می‌آید (بنيانگذاري شده توسط استاد محمدعلي طاهری – منطبق بر عرفان ایران). در اين شاخه‌ی درماني، بيمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كيهانی (شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستي، روح القدس) متصل شده و ضمن ارايه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طريق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تير كشيدن، ضربان زدن، تشنج و… اعضاي معيوب و تنش‌دار بدن او مشخص شده و با حذف علايم، روند درمان آغاز می‌شود.

    نام فرادرماني از آنجا بر روي اين شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگري ناشي شده است. در اين نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستي نگاه می‌شود نه صرفاً مشتي گوشت و پوست و استخوان.

    جهان انسان شد و انسان جهاني         از اين پـاكيــزه تـر نـبود كــلامــي

    در این نگرش، انسان مجموعه‌ای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدل‌های انرژی مختلف (چاکراها) کانال‌های محدود و مسدود انرژی (کانال‌های مطروحه در طب سوزنی)، حوزه‌های مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزه‌ی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی… و بی‌نهایت اجزای تشکیل دهنده‌ی ناشناخته‌ی دیگر.

    در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همه‌ی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار می‌گیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.

    بنابراین، از این دیدگاه، براي درمان همه نوع بيماري می‌توان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماری‌ها را غیرقابل علاج بداند، زيرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکان‌پذیر می‌باشد.

    توضیح اینکه شبكه شعور كيهاني، مجموعه هوش و خرد و يا آگاهي حاكم بر جهان هستي است كه به آن آگاهي نيز گفته می‌شود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی می‌باشد. نظر به اينكه آگاهي نه ماده است و نه انرژي، بنابراين بعد زمان و مكان بر آن نيز حاكم نبوده و درمان به كمك اين شبكه از راه دور و نزديك امكان‌پذير است. همچنين فاقد كميت بوده و قابل اندازه‌گيري نيست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ايجاد انگيزش‌هايي در بدن بيمار، نقطه‌ی اثر آن آشكار می‌شود. بنابراين، درمانگر نمی‌تواند از بابت قدرت آن، چيزي را به خود نسبت دهد.

    سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی.

    نکته‌ی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روش‌ها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت می‌گیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی می‌کند تا حلقه‌ای به نام حلقه‌ی وحدت – حبل الله (که حلقه‌ی بسیار هوشمندی می‌باشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین می‌گوید:

    سلسله‌ی موی دوسـت، حلقه‌ی دام بلاســت       هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست

    شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بیطرفانه در این حلقه می‌باشد، درست مانند یک شاهد و نظاره‌گر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه می‌باشد.
    با توضیح فوق مشخص می‌شود که فرادرمانی به انرژی و مهارت درمانگر بستگی نداشته و نیازی به داشتن استعداد و قدرت و انرژی خاصی نمی‌باشد، بلکه درمان، توسط هوشی بسیار برتر هدایت می‌شود و قابلیت‌های فردی تاثیری در انجام آن ندارد. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ نوع عارضه‌ای مانند خستگی و تحلیل جسمی نمی‌شود و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره را نخواهد داشت. در ضمن وجود لایه‌ی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک، محافظت می‌کند.

    نکته‌ی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمی‌شود بلکه اجازه‌ی درمانگری و تجهیز به لایه‌ی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض می‌شود.

    به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود       خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود

    (حافظ)

    در این مکتب، فرد از تمام توانایی‌ها و قابلیت‌های فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، (پس از تفویض اتصال و لایه محافظ به درمانگر،) اقدام به درمانگری می‌نماید و در این راستا برای درمان و درمانگریاز هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روش‌های خود هیپنوتیزم و… استفاده نمی‌شود.

    همچنین در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه می‌تواند از توانمندی‌های معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از آن‌ها است و از این اتصال می‌توان در شناخت گنج‌های درونی بهره برداری نموده و به روشن بینی (که به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی می‌باشد،) رسیده و زمینه‌ی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و این خود می‌تواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا درد و بیماری شایسته‌ی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری، نه تنها کارمایی(عکس العمل منفی) برای او به وجود نمی‌آورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز می‌باشد؛ خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماری‌ها صرفاً ناشی از طرز فکر و بینش‌های غلط او می‌باشد.

    درمان به عنوان یک روش عرفانی، در راه رسانیدن درمانگر به اهداف زیر، مورد استفاده قرار می‌گیرد:

    • شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی و شعور الهی،

    • شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال،

    • رهایی از گرفتاری در خویشتن،

    • خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن.

    فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته می‌شود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم می‌باشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا می‌کند که به دنبال آن، زمینه‌ی ایجاد تحولات درونی او را فراهم می‌سازد.

    ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی          تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی

    (شیخ بهایی)

    نکته‌ی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و… همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و… در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت عام الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همه‌ی انسان‌ها می‌باشد.

    بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب         نویـد داد که عـام است،‌ فیــض رحـمــت او

    (حافظ)